شانس

چند روز پیش با دوستی رفتم تا آزمایش بده. موقع برگشتن رفتیم مغازه‌ای قیمت روتختی بگیریم. خرید نکرده اومدیم بیرون دو قدم که گذاشتیم بیرون صدای شالاپ اومد و روی دستم احساس گرمی و خیسی کردم..

کفتر عزیزی که احتمالا دو هفته‌ای شکمش کار نکرده بود و شانس من ، از قضا اون روز هم به آلو نوک زده بود، از بالا پشت بام ساختمان ۵ طبقه خودشو راحت کرد. میشه گفت صدای آخیش کفتر شنیدم و احساس کردم ۲۵۰ گرم از وزنش کم شد!! به فاصله‌ی یک سانتی‌متر از کنار سرم رد شد و روی دستم ریخت. می‌ترسیدم بالارو نگاه کنم، برای بار دوم حتما روی صورتم خودشو راحت می‌کرد. نگرانخنده

دوستم همون لحظه فرار کرد. مغازه‌دار لطف کرد و لیوان اب آورد و دستمو تمیز کردم. بهشون گفتم «شما این کفتر گذاشتید هرکی خرید نکنه مجازاتش می‌کنید؟!!»اوه بنده خدا نمی‌تونست نگاه کنه فقط لبخند زد و رفت.

شانس هم که به من رو می‌کنه بی‌مقدمه و کیلویی رو می‌کنه!!قهقهه

/ 2 نظر / 37 بازدید
مرتضی

دعا می کنم تا شانس همیشه همراهتون باشه.[چشمک][خنده][گل]

سلیمی

عجب خوش شانسی هستیا[چشمک]اگه یه بدشانس مثل من بود مطمئنا کفتره ملاجشو مورد عنایت قرار میداد[خنده] کاریزماتیک که هستی کفتره شانس هم که همش داره رو سرت میچرخه دیگه از خدا چی میتونی بخوای دختر؟!!![زبان][قهقهه]