امتحان

مطلب و داستان قشنگی در وبلاگ آقای سلیمی خوندم که پیشنهاد میکنم به ادرس زیر بروید و بخونید

salimibmi.persianblog.ir

نظر من : چیزی که بعد از اخرین سطر به ذهنم زد این بود 

"با همون کتاب که قرار بود نشانم باشه میکوبیدم تو سرش و اینگونه خودمو معرفی میکردم"  اگه بچه مردم ضحله ترک میشد چه کسی جوابگو بود؟!! 

چون خانومه بهش حق میدم بابت امتحانش اما اساسا مخالف امتحان هستم و اگر امتحان گیرنده اقا باشه که برای من احتمال قتل با همان یک کتاب هم وجود داره!!

به نظرم این داستان و این مرد عاشق پیشه افسانه ای هستند. خدایی خود من به مرد حق میدم دنبال خانوم جوونه میرفت اصلا نورمش اینه. غیر از این غیر عادیه! 

/ 1 نظر / 7 بازدید
سلیمی

سلام دوست گرامی اولا از اینکه دیر به دیر سر میزنم معذرت میخوام دوما طبق انتظاری که داشتم دیدگاه و نظرتون هم مثل خودتون کاریزماتیک و اینبار هم با همه متفاوته و البته جالب و مهیج هم هست [نیشخند][زبان] ممنونم که یه وب من سر میزنید[گل]