بیمار بسی

دنیا ز هوا و هوس بسیار پـُر است

هرجاست دلی در غم دینار پـُر است

بیمار بسی، شربت دینار کم است

این خانه ویرانه، ز بیمار پـُر است

"سرمد کاشانی"

یک روزی بنده طلبکار بودم، اما حالا به ریز و درشت بدهکارم! به نانوا ، مغازه ، بانک ، صندوق قرض الحسنه ، به پدرم ، به برادرم ، به اهل محل ، به همسایه ....

یک قسط سر ِ برج، یک قسط وسط ِ برج، انتهای برج هم همه یادشون میفته که من یک ماهه بهشون بدهکارم اما یادشون میره که روزگاری برعکس بود، بعد از یک سال پرداخت می‌کردند، من هم میذاشتم روی چشم! واقعا دنیای بدی شده. یکی از اعضای خانواده اگر پولی قرض بده، هنوز یک ماه نشده چک داره میخواد و برعکس اگر ده برابرشو بهش قرض بدی باز همون ماه چک داره نمیتونه بده!! این قضیه چک هم جالبه!

تا قبل یکی میزدم تو سر خودم یکی تو سر اسکناس

حالا مدام اسکناس‌هارو از این جیب میذارم داخل اون جیب بلکه زیاد شه، دوای دردم شه!

/ 4 نظر / 12 بازدید
سلیمی

زمونه بدی شده دیگه برادر هم به برادر پول قرض نمی ده [ناراحت] البته اونور ماجرا هم هست که اونایی هم که قرض گرفتن پس نمیدن[چشمک]

سلیمی

سلام مجدد بر خانم كاريزماتيك(گير دادم به كاريزماتكا دقت كردين؟)[نیشخند] اتفاقا من هم دقيقا متوجه هستم كه شما گير دادي وام بگيري از من حالا بگو ببينم شما هم متوجه شدي كه من هم همش يه جوري وانمود مي كنم اينگاري از وام حرفي نزدي و وام نميخواي؟[قهقهه][چشمک] شوخي كردم كي بهتر از شما دوست عزيز تازه اگه من هم پارتيتون نشم چهره كاريزماتون پارتيتون ميشه و وامتون تصويب ميشه[زبان][زبان] حالا چن وام ميخواي ؟[نیشخند]

سلیمی

سلام مجدد [نیشخند] بله همه چیز و کامل فرمودین یه دفعه طول عرض زمینو هم لطف میکردی میدادی دیگه [قهقهه] یه تیکه زمین توپ واست پیدا کردم بکره بکر[تایید] بریم زودتر ببینش اگه پسند کردی زودی قولنامش کنیم تا من هم زودتر به حق کمیسیونم برسم[زبان][زبان][نیشخند]

مرتضی

بابا این که قصه همه ما شده در این روزگار!!!!![چشمک][گل]