بروبابا حوصلتو ندارم

بنده یک اشتباهی کردم و عضو یک گروه علمی دانشگاه شدم. مدیر گروه ترم آخریه و از جمله آقایون زرنگ و راحت. اوایل که من کاملا به حالت شوخی (دست انداختن) باهاشون صحبت میکردم چون فکر میکردم انجمن علمی مسخره راه انداختن!

مشکل اولیه ام این بود که دوم شخص مفرد خطابم میکردن و من اساسا خوشم نمیاد از طرف آقایون (تو یا شناسه های مفرد) خطاب بشم (بی جنبه و امُل ام) هربار تذکر میدادم منظورتون از «تو» همون «شما»ست؟! هرکی بود فحشم میداد!!عصبانی اما به مرور زمان در مورد این شخص از جبهه ام کناره گیری کردم.

حالام 2 بار است که بنده در جلسات شرکت نمیکنم. امروز نرفتم دفتر (شِرمان خوابش میومد) ساعت 10:30 تماس گرفتن. اول یک کم تست صدا انجام دادم معلوم نشه خواب بودمخواب جواب دادم. میگن «کجایی؟ نمیای دانشگاه؟ دیشب برات پیام فرستادم! حالا کجایی؟ چیکارت کنم؟» جوابهای من : «خونه ام، پیام! نیومده! دیگه الان دیره نمیرسم بیام! یه چوب بردارید مخصوص ِ من، بزنیدمخوشمزه»

خیلی دوست داشتم بگم : « برو بابا حوصله تو و انجمن علمیتو کتاب و درس و پروژه و دانشگاه رو ندارم »

/ 5 نظر / 17 بازدید
سلیمی

سلام بابا دمت گرم (البته ببخسیدا یه خورده داش مشتی حرف می زنم[نیشخند]) اره والا منم اصلا حوصله این بچه درس خونارو ندارم (هر چند خودم همیشه شاگرد اول و نمره بیستی بود[خجالت])ولی خداییش از این ادمای درس خون عینکیه گیر نبودم در مورده دوم شخص مفردم عالی گفتی نمی دونم چرا بعضیا زیادی راحتن [متفکر]یا شایدم به قول شما ما زیادی بی جنبه ایم ولی نه [نیشخند] هر چی فک می کنم می بینم ما گلیم ما تاج سریم اصلا ما آخرشیم [زبان] هندونه هارو بپا فقط [چشمک] خوشمان آمد بسیار زیبا و با مزه و دل نشین می نویسید مینا بانو [گل]

مرتضی

به قولی گفتنی آمدید ثواب کنید کباب شدید همین طوری است دیگه بعضی ها متاسفانه جنبه ندارند.[گل]

....

برایت چه بخواهم زخدا؟؟؟ بهتر از اینکه خودش پنجره باز اتاقت باشد، عشق محتاج نگاهت باشد، خلق،لبریز دعاییت باشد، و دلت تا به ابد وصل خدایی باشد که همین نزدیکیست.

علیجانی

پس این رشته سر دراز دارد گروه علمی ! مردم ! داریم ؟ ولی گروه های قره ای زیاده

علیجانی

اگه اهل سیاست باشی خیلی زود می فهمی