مردم خوش استقبال و بد بدرقه !

شبکه ایران / «خسرو معتضد» مورخ و پژوهشگر تاریخ با انتقاد از تخریب ها علیه محمود احمدی نژاد رییس جمهوری تاکید کرد: انصاف و مروت شرط اول پاسداشت دموکراسی است و دوگانگی و دوگونه رفتاری در مورد مسوولان چه هنگام جلوس بر اریکه قدرت و چه هنگام استراحت و خانه نشینی به دور از اخلاق یک ملت متمدن شرقی است.


  به گزارش ایرنا، متن یادداشت این مورخ به این شرح است:
دولتی در حال رفتن است و قرار است پس از انتخابات، دولت جدیدی زمام امور را در دست بگیرد.
هشت نامزد کسب صلاحیت کرده در حال ارایه برنامه های کار خود هستند. بسیار مبارک باشد، آنقدر فهرست برنامه ها که ارایه می شد و می شود شیرین، دلپذیر، خوش منظر و امیدوارکننده است که به نظرم رسید، پیشنهاد کنم هر هشت نفر یک کابینه ائتلافی تشکیل دهند و این همه پیشنهادهای سازنده و مترقی را دسته جمعی اجرا کنند.


دیشب از خوشحالی تا سحر خواب های شیرین می دیدم. درطول دو سال، بازگشت به دوره ارزانی و فراوانی، بهبود روابط با تمام کشورهای جهان، صف انتظار هشتاد وزیر خارجه ممالک مختلف برای آمدن به ایران، بسط روابط اقتصادی و صنعتی، برداشتن تحریم های غرب، معافیت شش ماهه تولیدکنندگان از مالیات، فراوانی مسکن، پایین آوردن نرخ اجاره منزل، تولید خودروهای در حد خودروهای آلمانی و سوئدی و ژاپنی و کره ای، بی نیازی از ورود گندم و جو و ذرت و پنبه دانه خارجی، رواج قماش ها و منسوجات ایرانی و هزاران امید و آرزوی دیگر ....
من از تماشای مناظره یا معرفی یا کنکور هشت نامزد ریاست جمهوری تا حدود زیادی خوشم آمد. چه ایرادی دارد که هشت نفر بیایند و کنار هم بنشینند و به تعدادی سووال پاسخ دهند. رییس پلیس راهور گفته جمعه شب که این مناظره یا برنامه پخش شد، ترافیک سبک و هموار شده بود.
اصلا چه ایرادی دارد این برنامه ها باز هم ادامه یابد. مردم پای تلویزیون می نشینند هم وقت می گذرانند و هم مشکلات خود را از دهان کسانی که مدعی هستند می توانند معضلات کشور را حل کنند، می شنوند.
دو نکته در این گفت و گوها شنیدم که خوشم نیامد. اول آن که آقای غرضی بهای دلار در صدر مشروطه را یک قران یا یک ریال اعلام کرد که غلط است. ایشان از کجا این رقم را کشف کرده است . نرخ دلار در آمریکا در سال 1305 ه.ق برابر 1266 – 1267 ه.ش هر دلار برابر هفت قران بوده است. 126 سال پیش حدود 20 سال قبل از مشروطه شدن ایران برابر گزارش کتبی حاجی میرزا حسینقلی خان صدر السطلنه معروف به حاجی واشنگتن ، سفیر ناصرالدین شده در آمریکا .
ضمنا بهای دلار در سال 1320/1941 برابر گزارش بانک ملی هر دلار برابر دو تومان بوده است.


دوم این که آقای «ایکس» و «ایگرگ» و دیگران بی انصافی کردند به ساختمان های مسکن مهر ایراد گرفتند که چرا معماری اسلامی ندارد، نگفتند ساختن چند میلیون مسکن برای مردم کم درآمد هنر دولت نهم و دهم است. ایراد گرفتند چرا معماری ایرانی اسلامی ندارد؟ مگر دولت می خواست تخت جمشید و مساجد اصفهان بسازد. می خواست مردم بی خانمان را با قیمت کم صاحب مسکن سازد. این که گناه نبوده است بی انصاف نباشید. مانند معمول مردم خوش استقبال و بد بدرقه این روزها دولت هشت ساله در حال رفتن را منشاء، منبع و سرسلسله تمام عقب ماندگی ها، اختلاس ها، سوء روابط ایران با همسایگان عزیز دانسته و خواندم در یکی از جراید اشاره کرده اند، رییس دولت بر سر کار، خانه قدیمی و کلنگی خود را کوبیده و در حال ساختن آن در چهار طبقه است. طوری این خبر را پوشش می دهند که رییس جمهوری که تا چند ماه پیش وقتی وارد شهری می شد هزاران نفر دنبال خودروی وی می دویدند گویی در بورلی هیلز لس آنجلس در کالیفرنیا یا در تورنتو یا در چلسی لندن یا در برایتون نزدیک لندن یا در جزیره کاپری در ایتالیا در حال خانه ساختن است.


در این مملکت که بنا، معمارباشی، کارمند بازنشسته، قهوه چی ، آهنگر و قصاب خانه های قدیمی و کلنگی خود را می کوبند و گاهی با اندوخته یک عمر و گاهی با مشارکت بساز و بفروش ها چند طبقه آپارتمان می سازند که یک یا دو طبقه را به پسر و دختر و عروس و داماد بدهند و یک یا دو طبقه را اجاره بدهند یا به رهن بگذارند مساله کوبیدن خانه رییس جمهوری که هشت سال زمام این مملکت در دستش بوده است آنهم در نارمک مساله مهمی است که سایت ها و خبرگزاری ها بدان پرداخته اند؟
نویسنده، در دوران شهرداری و ریاست جمهوری آقای دکتر احمدی نژاد در موارد بسیاری منتقد بعضی از کارهای شهرداری و دولت وی بوده اما این شیوه انتقادات و جملات غرض آمیز و کوته فکرانه را منصفانه و صحیح نمی داند و ناشی از تنگ نظری، بی انصافی و بی خیالی می داند.


اگر او در یکی از محلات شمال شهر تهران مانند خیابان فرشته یا نیاوران یا کامرانیه یک ویلای چند هزارمتری می خرید یا می ساخت یا در آپارتمان های 300 مترمربعی از قرار هر مترمربع 16 میلیون تومان اقامت می گزید، چه می گفتید؟
شنیده ام می خواهند رییس قوه مجریه کنونی را مورد خرده گیری قرار دهند که چرا روزی که نامزد مورد نظر او به وزارت کشور می رفت، وی همراه او رفته است؟
همراه او رفت چه اتفاقی افتاد؟ آیا شورای نگهبان صلاحیت او را تایید کرد؟ آیا روسای جمهوری آمریکا در زمانی که بر سرکارند هنگام معرفی نامزدهای بعدی از حزب خود همراه او به اجتماعات و همایش ها نمی روند؟
مگر کلینتون، ال گور را همراهی نمی کرد؟ ال گور معاون او در دوران ریاست جمهوریش بود و کلینتون در تمام اجتماعات تبلیغاتی و هنگام نام نویسی او همراهش بود؟
مگر پوتین، مدودوف را همراهی نمی کرد؟ اساسا رفتن احمدی نژاد به وزارت کشور چه تاثیری در نتیجه انتخابات داشت؟ این گونه خرده گیری ها در تاریخ ایران بارها دیده شده است؟ قوام السلطنه در بحرانی ترین مقاطع تاریخ ایران که ارتش شوروی از نو (دوباره) تا قزوین پیشروی کرده و استالین آذربایجان و کردستان را به کلی از ایران جدا کرده و بسیاری از رجال ایرانی مانند قوام الملک شیرازی به هندوستان و عباس مسعودی به آمریکا گریخته و دیگران درصدد فرار به جنوب کشور بودند زمام امور را در دست گرفت و با درایت و تدبیر راهکارهای حیرت انگیز به مسکو رفت و با استالین دم ساز و هم سخن و همنشین شد و شماتت های سخت شنید و استالین دولت ایران را متهم به تبعیض در روابط خارجی، امتیازدادن نفت به بریتانیا و خصومت با شوروی کرد.
قوام با لطافت الحیل و با سیاست ایرانی، استالین را از خر شیطان پیاده کرد. تانک های فیلد مارشال شوروی، سردار ارمنی «ایوان باگرامیان» را از نیمه راه برگرداند و به هر ترتیب کاری کرد شوروی حمایت خود را از پیشه وری و رژیم خودمختار او برداشتند و قوای دولتی توانست برای برگزاری انتخابات راهی آذربایجان شود. قوام برای مقابله با حزب توده در حالی که سه رهبر توده ای را وارد دولت کرده بود حزبی به نام دموکرات ایران تاسیس کرد که شعارها و برنامه های آن انقلابی تر از برنامه های حزب توده و فرقه دموکرات بود.


این حزب جدید خرج داشت و قوام به عده ای جواز فروش چوب جنگل و جو یا جواز ورود قند و شکر داد و عواید این جوازها را صرف توسعه حزب کرد. وقتی غائله آذربایجان فرونشست همه طلبکار شدند و خود را نجات دهنده آذربایجان خواند و برای قوام پرونده ساختند که جواز فروشی می کرده است.
در شرایط تحریم کنونی که میلیون ها بشکه نفت ایران در مخازن کشور موجود است و آمریکا و اروپا نقدینه های ایران را بلوکه کرده و تحریم تمام شرکت های دنیا را که در حال معامله با ایران بوده اند شامل می شود، دولت احمدی نژاد چه کاری از دستش ساخته بوده که انجام نداده است.


من قصد حمایت از دولت در حال رفتن را ندارم ولی بی انصافی می دانم برای فرافکنی تمامی گناهان را گردن این دولت که کارهای سازندگی بسیاری در سراسر کشور انجام داده است، از نزدیک به میان اقشار مردم رفته و رییس دولت آنقدر جرات داشته که روز روشن به شهر بغداد سفر کند (بوش و اوباما شبانه به بغداد پرواز کرده و بامداد از سربازخانه ها راهی کشور خود می شوند) بیندازیم، پروژه های مهمی را که در عصر این دولت به انجام رسیده یکسر منکر شویم، شما فکر می کنید احمدی نژاد به راستی قصد نداشت و آرزو نمی کرد به هر خانواده ایرانی یکهزار مترمربع زمین بدهد؟ شما فکر می کنید وعده هایی که او به مردم می داد همه عوام فریبی بوده است؟ وقتی پول نیست، وقتی میلیاردها دلار نقدینه های ایران در بانک های جهان بلوکه شده است او چگونه قادر بوده است به وعده های خود وفا کند؟


آسان ترین و شیرین ترین کار در این روزها حمله به دولت مستعمل در حال رفتن است اما این همه واقعیات نیست. در یک شهرک ساخته شده در کنار تهران، شهرک پردیس 150 هزار نفر سکونت اختیار کرده اند. در بسیاری از استان ها شهرک های مهر ساخته شده است. پروژه های سازندگی بسیاری در کشور اتمام یافته است.

عوام فریبی و عافیت طلبی ایجاد می کند که ما سیاه نمایی کنیم و بپرسیم چرا احمدی نژاد برای هر نوزاد ایرانی آنطور که قول داده بود یک میلیون تومان در حساب سپرده ای به نام آن نوزاد بریزد؟ چرا او نتوانست به هر خانواده ایرانی یک ویلا بدهد؟ خیال می کنید، نمی خواست؟
دکتر «صادق زیباکلام» دوست من روزی سخن جالبی بر زبان راند که احمدی نژاد حاضر است کت خود را بفروشد و آن را خرج تامین یارانه ها کند. اکنون ما مانند ساکنان شهر رم در دوران پیش از مسیحیت شده ایم که وقتی گلادیاتوری در میدان نبرد در میدان ورزش سرزمین می غلتید، نوک انگشتان را به سوی زمین می گرفتند و به گلادیاتور غالب اشاره می کردند و فریاد برمی آوردند بکش و بکش.


ما انتخابات را شبیه آن میدان در کلوزیوم کرده ایم و رییس دولتی را که دوران ریاست جمهوریش به پایان رسیده قصد داریم مسبب تمام عقب ماندگی ها و مشکلات کشور قلمداد کنیم. با رییس جمهوری بعدی و بعدتر نیز این کار را خواهیم کرد کما این که در پایان دوران دولت پیش از هاشمی رفسنجانی این ایرادها را از آخرین نخست وزیر می گرفتیم، در پایان دولت هاشمی رفسنجانی دولت او را اشرافی و مسرف خواندیم و در پایان دوران دولت خاتمی او را هم سازشکار، غرب گرا و شیفته گفت و گو با غرب خواندیم.


احمدی نژاد چرا با عده زیادی همراه به نیویورک رفت؟ آیا او نیاز به نگهبان و محافظ نداشت؟ دیدید عده ای با «رامین مهمانپرست» سخنگوی سابق وزارت امور خارجه او در همان چند دقیقه ای که در خیابان بود چه کردند؟ یا روا بود رییس جمهوری در خیابان جلوی سازمان ملل متحد مورد اهانت و هتاکی قرار گیرد؟ اگر این ایراد وارد است چرا مطبوعات ترکیه به «رجب طیب اردوغان» ایراد نمی گیرند که هر زمانی برای مذاکره با دولت ایران به تهران می آمد حدود 200 تا 300 تن را به همراه می آورد؟
«فیدل کاسترو» در دوران زمامداریش وقتی برای شرکت در اجلاس سازمان ملل متحد به نیویورک سفر می کرد، سیصد تن همراه داشت. چرا در زمانی که رییس جمهوری به نیویورک می رفت نمایندگان مجلس و مطبوعاتی که امروز برای او شاخ و شانه می کشند لب و زبان به اعتراض نگشودند؟


امروز مساله خانه سازی احمدی نژاد در خانه ای کهنه و کلنگی که ملک او است و امروزه در تهران صدها هزار نفر، هر کدام مانند او صاحب ملکی هستند و بسیار آدم ها دیده ام که خانه های کهنه و کلنگی را می کوبند و برای اسکان فرزندان خود یا تحصیل درآمدی از راه اجاره دادن طبقات اضافی آن را چند طبقه و آپارتمانی می کنند، به صورت مساله شرق در قرن نوزدهم مساله لاینحل دولت های بزرگ اروپایی و بحران خلع سلاح سالت (جمع آوری سلاح های اتمی) و اختلافات بین المللی درآمده است.
شهروندی نه در واشنگتن، نه در تورنتو، نه در نیویورک، نه در پاریس، نه در رم و نه در بورلی هیلز بلکه در نارمک خانه خود را کوبیده قصد دارد چهار آپارتمان از آن درآورد. آیا این گناه بزرگی است؟ آیا این خبر خصوصی ارزش انعکاس در جراید را دارد؟ آیا پارک فرمانیه، دفتر سلیمانیه و باغ مستوفی ساخته است؟


این روزها از روحانیون و هواداران سینه چاک احمدی نژاد چندان خبر لاشرکی نیست به همین دلیل من به همان دلیل که از اهانت و هتاکی یک فرد فرصت طلب بی ادب به خانم «فائزه هاشمی رفسنجانی» آنهم در محوطه مقدس حریم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) دفاع کردم و چندین مقاله در تقبیح آن عمل زشت نوشتم، به همین دلیل که من معتقدم انصاف و مروت شرط اول پاسداشت دموکراسی است و به همین دلیل که معتقدم تلون، تذبذب، دورویی، دوگانگی و دو گونه رفتاری در مورد مسوولان چه هنگام جلوس بر اریکه قدرت و چه هنگام استراحت و خانه نشینی به دور از اخلاق یک ملت متمدن مشرقی است، این گونه کژ رفتاری ها و فرصت طلبی ها را نمی پسندم و روا نمی دارم عرصه سیاست سیرک گلادیاتورها شود و هنگامی که قدرتمداری دوران ماموریت خود را به پایان می رساند تمام گناهان را گردن او و دوشش بگذاریم و با خوش بینی و خوش گمانی به دنبال پردیسی بگردیم که رییس جمهوری بعدی به رغم این همه دشواری های ناشی از تحریم و فشار بر ایران، بدون حل و فصل مشکلات سیاست خارجی می تواند فرش سرخ آن را بگستراند و باغ های عطرآگین و سفره های پرمائده را آماده ساخته و ما را برای تلذذ و شادکامی بدان مکان سراب فراخواند.

********************

در تایید صحبت های بزرگی مثل آقای معتضد نمیشود چیزی گفت و نوشت که خود ِ گفته های ایشون به تنهایی حجت است.

دلیل گذاشتن این متن این است که اگر ما مردم و بعضی از مسئولان تعصب های ذهنی و حزبی و رفتاری خودمون ادامه بدیم ممکنه مجدد در 4 سال آینده و یا 8 سال آینده اتفاقات تکرار شود و همیشه در حلقه بی پایان "استقبال خوب و بدرقه بد" گیربیفتیم. برای ما مردم که ادعای فرهنگ داریم دور از ادب و فرهنگ است که تمام گناهان را گردن یک نفر بیندازیم. این دولت که رفت یک رئیس جمهور داشت که کله اش زیادی داغ بود که همین خیلی جاها به نفع کشور بود و خیلی جاها به ضرر. اما مقاومت ما مردم و کارشکنی بعضی از مسئولان هم بی تاثیر در ضررش نبودند.

/ 0 نظر / 6 بازدید