جیب

دستمو داخل جیب راست پالتوم میکنم، احساس کردم که سوراخه یادم اومد چند سالی هست که سوراخه. خنده ام گرفت آخه یادم اومد که جیب راست مانتوم هم چند سالی هست که سوراخه و بجای اینکه بدوزم دقت میکنم سکه یا هرچیزی که امکان افتادنش هست داخلش نذارم. 

اتفاق جالبی بود برام.  خیلی چیزا هست که مثل حفره چند سالی حسشون کردم و میکنم اما بجای دوختن فقط خیلی ملایم باهاشون کنار اومدم!

/ 5 نظر / 15 بازدید
زیتون

[قلب][قلب][گل][قلب][قلب][گل][قلب][قلب][گل][قلب][قلب][گل] [قلب][قلب][گل][قلب][قلب][گل][قلب][قلب][گل][قلب][قلب][گل] [قلب][قلب][گل][قلب][قلب][گل][قلب][قلب][گل][قلب][قلب][گل] [قلب][قلب][گل][قلب][قلب][گل][قلب][قلب][گل][قلب][قلب][گل] [قلب][قلب][گل][قلب][قلب][گل][قلب][قلب][گل][قلب][قلب][گل] سلام منتظرنظرت درباره انقلاب دردرمان بیماری ها با تغذیه درمقابل سم هستم Khorsand.org

شیخ نهایی

قدیما یه کت داشتم ته جیبش سوراخ بود ، وقتی بی پول میشدم آستر جیب رو میگشتم ! [قهقهه] شاد باشی

سلیمی

سلام تشبیه باحالی بود والبته تامل برانگیز خوشمان آمد[لبخند]

سعید علیجانی

تصویر جالبی بود. این هم بیتی بداهه که این تصویر در آن وصف شده زندگی از حفره ها پر شد ولی با آن خوشم جیب سوراخی که من با آن مدارا می کنم

مرتضی

بعضی از این کنار اومدن ها هم عجب حس نوستالژیکی رو به آدم منتقل می کنن.[لبخند][گل]