گناه =؟ لذت یا لذت =؟ گناه

دقت کرده باشید اکثر غذاهای خوشمزه مفید که نیستند مضر هم هستند.

مثل پیتزا

دقت کرده باشید اکثر اعمالی که لذت‌بخش‌اند جزء گناهان محسوب میشوند. (بعضی‌هاشون در شرایط خاصی گناه که نیستند هیچ، مفیدند. از اینها میگذریم)

مثل ممـّـدَلی (مشروبات الکلی) ، مراسم رقص و پایکوبی مختلط زن و مرد و ..

اما بعضی اعمال و رفتارها هستند که بنده بهشون میگم "گناه بی‌لذت"

مثل فحش و دری‌وری گفتن

دقت کرده باشید اکثر این اعمال غالبا توسط آقایون انجام میشه.

اما بدبختی جاییه که خانوم‌ها هم در این اعمال پیشتاز بشوند.

زشت‌ترین و زننده‌ترین ژست‌های مردانه :

1- سیگار به دست، لم میدن روی صندلی و با ژست خاصی سیگار بین دو انگشت میگیرند و بالا نگه می‌دارند، هرازگاهی یک پـُک میزنند.

2- مشروب خوردن در منزل

3- دهانشونو باز میکنند، چشمهاشونو میبندند و هرچی از دهان مبارکشون خارج میشود، به زبان میارند.

4- قدرت فیزیکی رو دلیل بر قدرت عقلی میدونند و رفتارهای خاصی ازشون سرمی‌زنه.

5- باز با ژست خاصی می‌نشینند و قلیان می‌کشند.

6- با لحن خاصی از بازیگران و خوانندگان تعریف و تمجید می‌کنند و در موردشون به مسائلی توجه میکنند که اگر عینک ته‌استکانی هم بزنند باز متوجه اونها در خانومشون نمی‌شوند!

حالا اگر ژست‌های مردانه که زشت هم هستند و اگر مردی برای خانومش حکم ِ بـُت هم داشته باشه با انجام اونها حتما شکسته میشه، در بین خانوم‌ها رواج پیدا کنه چه افتضاحی میشه.

ما ایرانی‌ها هنوز با مفاهیم آزادی مشکل داریم. فکر میکنیم اگر مرد و زن، راحت بلولند به هم یعنی آزادی. در هرجا ممـّـدَلی بخوریم یعنی روشنفکری ....

دختره جوری پشت فرمون سیگار دستشه که انگار به خاطر نحوه سیگار کشیدنش قراره بهش جایزه بدن!!

خانومه تو مترو جلوی دید آقایون، جوری لباس زیر زنانه تبلیغ میکنه انگار داره خشکبار عرضه میکنه!! و من که دارم از مترو استفاده عمومی و کاربردی مخصوص مترو میکنم باید بدون حق انتخاب، این عرضه‌رو تحمل کنم.

خانوم ِ شوهردار ِ چادری به خاطر مشکل جنسی همسرش با یک آقای متاهل ِ دیگه (که کاملا در جریان مسائل زناشویی خانومه!) مراجعه میکنه به دفتر وکالت برای طلاق!!!!

آقای به ظاهر محترم و موجهی که در محیط کار باهاش در ارتباط بودم اما شمارشونو نداشتم، بهم پیامک میزنه "شما دختر مهربونی هستیا" !! بعد از چند پیامک وقتی خودشونو معرفی نکردند بهشون میزنم "جناب من وقت و هزینه بیست سوالی پیامکی ندارم یا خودتونو معرفی کنید یا شرمندتونم جواب نمیدم" خودشو معرفی میکنه و میزنه "بهتون نمیخورد عصبانی بشید"!!!!!  یکی نیست بگه شما در سازمان تست مهربونی و اعصاب ِ خانوم‌ها کار میکنی؟!  ناچارا جواب دادم "ببخشید نشناختم شما مرد محترمی هستید. اما به من میخورد که جواب ِ شخصی که نمیشناسم چجوری بدم؟؟؟!!"

زن و شوهر تحصیل‌کرده‌ای میشناسم که تلویزیونشون همیشه روشنه و وقتی که گفته میشه تلویزیونو روشن کنید فقط دکمه روشن شدن ماهواره رو میزنند!! همیشه روی شبکه "من و تو" اِ  خسته میشن تغییرش میدن میره روی VOA!!!

در یک دوره‌ای منزل مجردی داشتم. دوست خود ِ بنده با خواهرش اومده خونه‌ام. بساط ِ قلیون آورده که چاق کنه. فکر کرده بود چون خونه مجردیه، کویته! خون خونمو میخورد اما به رسم مهمان‌نوازی چیزی نگفتم و سرمو با کامپیوتر و اینترنت گرم کردم. همین دوستم در شرف طلاق از شوهرش، در حالیکه سوار ماشین دوستشه به من زنگ زده که مشکل کامپیوتر دوستشو حل کنه. میگم بـِده به خودش، از پشت تلفن صدای پسر ( که شوهرش نیست) میاد!! بعدش تا میای در عالم دوستی بگی که با نادیده گرفتن دین، این کارها خارج از اخلاقه. بهت میگن پاستوریزه!!

..

..

انقدر در این ماهواره کوفتی خزعبلات نشون دادند و ما دیدیم مغزمون پوک شده! یقین کامل دارم که با دیدن بیش از حد این کانال‌های مزخرف فارسی ماهواره مغز آدم پوک میشه و چیزهایی جایگزینش میشه که زباله‌های اون ور آبه.

اعتراف نوشت : من ِ پاستوریزه خوشبختانه در زندگیم اکثر (نه تماماً) لذت‌ها و آزادی‌هارو تجربه کردم مثل نوشیدن ممّدَلی و ع ر ق ی ا ت ، خانه مجردی، خوابگاه ، قلیون، رفتن به قهوه‌خانه همراه دخترهای مورددار ... اما تقریبا یک بار، با اطلاع خانواده. با این وجود به نظرم چارچوب خونه مقدسه که نمیشه داخلش هرکاری کرد و در مواردی مثل قلیون و ممدلی و ... به حدی جدی‌ام که ببینم زیر پام میشکنم. مکان‌های مخصوصی هست که میشه انقدر خورد و کشید تا جون آدم درآد. بنده در حال حاضر قصد دارم به یکی از این کشورهای خارج از کشور برم (افغانستان هم میتونه خارج از کشور باشه، بستگی داره کجا راهم بدن!) و وارد یک کازینو دنس بشم و بترکونم!!هورا خنده شاید اگر جای دیگه به دنیا اومده بودم یا در حال حاضر مسلمان نبودم وارد عرصه رقص میشدم (به جز عربی چون زیرساخت‌هایی میخواد که بنده ندارم!!خجالت سالسا، باله، لامبادا ...)خندهچشمک

پی نوشت : هرکسی مایله در این سفر ِ گناه ِ بالذت، همراه بنده بیاد اعلام کنه. ظرفیت: نامحدود

/ 4 نظر / 20 بازدید
سعید علیجانی

خیلی جالب و با دیدگاه خاصی به این مسائل نگاه شده تو این مطلب از دیدگاه اجتماعی خوب بحث شده از دیدگاه فلسفی جای بحث زیاده روش که ازش می گذرم. چون خیلی مفصله و نکته ای که با خوندن این مطلب به ذهنم رسید دیدگاه مولانا به دنیاست که تو این رباعی بیان کرده «امشب منم و یکی حریفی چو منی بر خواسته مجلسی به رسم چمنی جام می و نقل و شمع و مطرب همه هست ای کاش تو می بودی و این ها همه نی» یعنی هیچ خوشی و لذتی نباشه ولی معشوق حقیقی باشه که یه دیدگاه فوق العاده زیبا و والاست و مولانا خواسته با این رباعی این حرف رو بزنه که اگه تمام خوشی ها و لذات ها باشند هیچ ارزشی نداره همه چی مهیا باشه هیج ارزشی نداره و یک چیزی هست که خیلی بالاتر از این هاست و خیلی زیرکانه این حرف رو به ما رسونده پاورقی:شبیه مقالات حسین الهی قمشه ای شد [خنده]

سعید علیجانی

۱: معشوق مولانا فرا تر از انسانه و به راحتی نمیشه احوالاش رو درک کرد میشه متوجه حرفاش شد و شاید کمی از اون احوالات رو بتونیم تو خودمون پیدا کنیم بستگی به روحیات انسانی هر کس داره ۲: بعضی از احوالات عشق نیست (زمینی یا الهی)مولانا تو مثنوی می گه « عشق هایی کز پی رنگی بود عشق نبود عاقبت ننگی بود» و شیخ بهایی می گه : «عشاق به غیر دوست عاری دارند از حسرت آرزوی او بیزارند و آنان كه كنند طاعت از بهر بهشت عشاق نیند بهر خود در كارند» ۳: پیدا شدن عشقه که به گفته مولانا عشق در دام کسی نمیفته و این عاشقه صید عشق می شه «‫آن که ارزد صيد را عشق است و بس ‬ ليک او کى گنجد اندر دام کس‬ ‫تو مگر آيى و صيد او شوى ‬ ‫دام بگذارى به دام او روى‬ ‫عشق می گويد به گوشم پست پست ‬ ‫صيد بودن خوشتر از صيادى است» ۴:شرح عشق که هیچ کس نمی تواند عشق را شرح دهد جز خود عشق «هر چه گویم عشق را شرح و بیان چون به عشق آیم خجل باشم از آن گرچه تفسیر زبان روشنگر است لیک عشق بی زبان روشنتر است چون قلم اندر نوشتن می شتاف چون به عشق آمد قلم بر خود شکاف عقل در شرحش چو خر در گل بخفت شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت» حرف

سلیمی

سلام والا من هم پاستوریزه هستم و هم بچه مثبت ولی ترکوندنو پایه ام [زبان][خنده] اقا اسم مارو هم یادداشت بفرمائید [نیشخند] اگه جا نیست بوفه هم حاضریم بشینیم[قهقهه]