فیوز

دوستی در نظرات از کلمه "فیوز" استفاده کردند، یاد خاطره‌ای از متروی کرج-تهران افتادم

مرد و فیوز

مثل همیشه عجله داشتم. دوان دوان از پله‌ها رفتم بالا. مترو سریع‌السیر کرج - تهران روی سکو و درهای قطار هنوز باز بود والبته تا خرخره پر . واگن مخصوص بانوان تا پله‌ها فاصله داشت و اگر میخواستم برم امکان داشت هر لحظه در قطار بسته بشه.

دویدم خودم ُ چپوندم در واگن آقایون (البته واگن مختلط بگیم بهتره چون بعضی از آقایون که حسود هستند و چشم ندارند واگن مخصوص خانوم‌هارو ببینند تصور میکنند این چند تا واگن وسط رو به نام آقایون سند زدند و خانوم‌ها اجازه ندارند واردش بشوند.)

تا انتهای مسیر زجری رو تحمل کردم. یک مرد ُ به زور میشه تحمل کرد حالا تصور کنید چسبیده باشید به در و روبه‌روتون مملو از مرد !!!!!نگران اما چون بنده سامورایی‌ام نمیتونم مثل یک خانوم ِ مظلوم و سربه‌زیر بایستم و با پوررویی تمام سربالا با ژست مردانه ایستادم تا به این شکل از خودم محافظت کنم!!

آقای میانسالی از اون عقب‌ها بلند بلند صحبت‌های سیاسی، اجتماعی و ... می‌کردند. بعد از مدتی صداشون قطع شد! بنده که تصویر نداشتم و فقط صدا می‌شنیدم متوجه نشدم چرا. امااااا دو تا پسر کنار دست من بودند و از قضا نمکدون!

این دو تا پسر از ابتدای مسیر با هم صحبت کردند و مزه ریختند. (نتونستم تشخیص بدم به خاطر وجود من بانمک شده بودند یا نه! آخه بعضی از آقایون تا یک خانوم می‌بینند به صورت کاملا خودجوش نمکدون میشوند) اما مودب بودند. خلاصه در چنین شرایطی تا آخر مسیر، مغز منو داخل هاونگ گذاشتند و کوبیدند.

نزدیک به انتهای مسیر آقایی گفت : «آقاهه فیوزش سوخت!!»

بنده هم جلوی دهانم رو نگرفتم و گفتم : «اما در عوض این آقایون فیوزشون خارجی بود خوب کار کرد! »

کل اون قسمت قطار زد زیر خنده.

/ 2 نظر / 4 بازدید
داريوش تنها

عجب خود شيفتي هستي كه فكر مي كني با نمك بودن كسي بخاطر تو هست[نیشخند]

سلیمی

سلام میگم کلا چشم نداری آقایونو ببینی ها[خنده][نیشخند] چقد باحال بود این خاطره ای که نوشتید فک کنم با اون همه کامنت که در پست قبلی گذاشتم این خاطره براتون تداعی شده باشه[نیشخند] بنابراین حق کمیسیون ما فراموش نشه [چشمک] کاری به خودشیفته بودن یا نبودنتون ندارم ولی انصافا درست گفتی بعضی آقایون با دیدن یه خانم میشن نمکدون [نیشخند] حالا حسابشو بکن اگه طرف چهرش کاریزماتیک باشه دیگه چی میشه و چیکار می کنن[چشمک][قهقهه]