دوراهی

*سخت ترین دو راهی عشق دو راهی بین فراموش کردن و انتظاراست، گاهی کامل فراموش می کنی و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی و گاهی آن قدر منتظر می مانی که می فهمی زودتر از این ها باید فراموش می کردی.

*بد تر از رفتن
گندیست که انسانها به باور یکدیگر می زنند... !

*بزرگترین بازنده زندگی، کسی است که نمیداند قلب چه کسی برایش می تپد..

*همیشه یک ذره حقیقت پشت هر” فقط یه شوخی بود ” هست

...یک کم کنجکاوی پشت ” همین طــــوری پرســیدم ” هـــست

قدری احساســات پشــــت ” به مـن چه اصــلا ” هــــست

مقداری خــرد پشــت ” چه مــــیدونم ” هســت

و اندکی درد پشت ” اشکالی نداره ” هــــست

*فرق عاشق با رقیق : یه عاشق میگه «اگه اتفاقی برات بیفته میمیرم»، یه رفیق میگه «اگه بمیرم هم نمیذارم اتفاقی برات بیفته»

*نقـش یـــک درخــت خشک را

در زنـدگی بازی میکـنم

نمیـدانم که بایـد چشم انتظار بهار باشم

یا هیزم شکن پـیــر...!!

*عشق مثل کشیدن دو سر یک کِش میمونه که ۲ نفر دارن میکشنش اگه یکی‌ ولش کنه دردش واسه کسی‌ میمونه که هنوز اونو سفت نگاه داشته.....!

*دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا، دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را… این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی! باید آدمش پیدا شود! باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد! سِنت که بالا می‌رود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکرده‌ای و روی هم تلنبار شده‌اند! فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت بِکشی‌اش… شروع می‌کنی به خرج کردنشان! توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی توی رقص اگر پا‌به‌پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده‌ات انداخت و اگر منظره‌های قشنگ را نشانت داد برای یکی یک دوستت دارم خرج می‌کنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ می‌شود خرج می‌کنی! یک چقدر زیبایی یک با من می‌مانی؟ بعد می‌بینی آدم‌ها فاصله می‌گیرند متهمت می‌کنند به هیزی… به مخ‌زدن به اعتماد آدم‌ها! سواستفاده کردن به پیری و معرکه‌گیری… اما بگذار به سن تو برسند! بگذار صندوقچه‌شان لبریز شود آن‌‌وقت حال امروز تو را می‌فهمند بدون این‌که تو را به یاد بیاورند غریب است دوست داشتن. و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن... وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ... و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛ به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر، ما بی رحم ‌تر. تقصیر از ما نیست؛ تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند

*باید یاد بگیریم : استاد تغـیـیـر باشیم نه قربانی تقدیر؛ در بازی زندگی اگر عـوض نشویم، تعـویض می شـویم...

*******************

ایمیلهایی که موقع تمیزکاری میلم پیدا کردم.

تجربه من میگه نباید انتظار منجر به انکار واقعیت بشه که در اون صورت یا زود فراموش میکنی یا زیاد انتظار میکشی.

/ 3 نظر / 5 بازدید
علیجانی

بعضی از جاهای متن خیلی خوب بود

علیجانی

*فرق عاشق با رقیق : یه عاشق میگه «اگه اتفاقی برات بیفته میمیرم»، یه رفیق میگه «اگه بمیرم هم نمیذارم اتفاقی برات بیفته» *نقـش یـــک درخــت خشک را در زنـدگی بازی میکـنم نمیـدانم که بایـد چشم انتظار بهار باشم *باید یاد بگیریم : استاد تغـیـیـر باشیم نه قربانی تقدیر؛ در بازی زندگی اگر عـوض نشویم، تعـویض می شـویم... این سه تا رو فعلا داشته باش

علیجانی

پس جملات آرمانی منو ندیدی